تغیرات رخ داده در محیط کسب و کار، سازمان ها و شرکت ها را وادار می کند تا دائما خود را با واقعیت های جدید، مفاهیم تازه، محصولات جدید و فناوری های نو سازگار کنند. به علاوه، ظرفیت شرکتها برای رفع ابهامات و سازگاری سریع با تغییرات عمده، عامل حیاتی در موفقیت و یک چالش اصلی برای مدیران شده است، در نتیجه مدیران و سازمانها سعی کرده اند روش ها و استراتژی هایی را ایجاد کنند تا درک خود از محیط کسب و کار را افزایش دهند. با این حال، به نظر می رسد، رویکرد های سنتی استراتژی، در چنین بازارهای رقابتی بسیار نامطمئن و پیچیده ای کافی نباشند. به علاوه، چرماک و همکارانش (2004) استدلال میکنند که رویکرد طرح ریزی استراتژیک سنتی، در حالی که یک سری بینش هایی را درباره نحوه پیش بینی و مقابله سازمان ها با تغییرات ارائه می دهند، اما توانایی خود در اطلاع رسانی به رهبران سازمانها درباره تغییرات گسترده سیاسی، محیطی، اقتصادی و یا اجتماعی را ثابت نکرده اند.

طرح ریزی سناریو، رویکردی نوین برای تمرکز استراتژی بر فرآیند است که متفاوت از رویکرد های سنتی می باشد که اغلب عقلانی شناخته می شوند و شامل تحقیقات برای استراتژی بهینه یا تکاملی می شوند. سناریو ها بر مبنای این فرضیه قراردارند که دنیای کسب و کار غیر قابل پیش بینی است، اما رویدادهای خاصی از پیش تعیین شده هستند. هیچ سناریویی نمی تواند توصیف دقیقی از آینده ارائه دهد.

برنامه ریزی سناریو پیش بینی کننده آینده نیست، هدف آن آشنا کردن مدیران استراتژیک با نشانه های بروز پیشامد ها در آینده است که ممکن است یکی از آنها در واقع تحقق یابد.

برنامه ریزی سناریو به مدیران استراتژیک کمک می کند تا به نحو بهتری با عوامل ریسک، عدم قطعیتريال پیچیدگی مقابله کرده و در نتیجه استرتژی های مناسب تری را تدوین کنند. بدین ترتیب مدیران استراتژیک قبل از وقوع بحران آن را تجربه کرده و آمادگی بیشتری پیدا می کنند.

برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی موثر به منظور تصویر کردن طرح و برنامه یک سازمان به کار می رود، اما هرگز نمی تواند مشخصا پیش بینی کند بازار در آینده دقیقا چگونه خواهد بود.

 

مقدمه:

برنامه ریزی سنتی بر پایه پیش بینی های قطعی استوار است و بیشتر پیش بینی ها بر این پایه پیش بینی می شوند که آینده بسیار شبیه به زمان حال است و آینده تفاوت زیادی با زمان حال ندارد. در صورتی که آینده گاهی بسیار متفاوت از زمان حال است همانطور که زمان حال ما با گذشته متفاوت است. بهبود روش های پیش بینی و یا استخدام کارشناسان متخصص تر راه حل این مساله نیست ، زیرا نیروهای متعدد و عدم قطعیت های فراوان در شکل بخشیدن به آینده موثر است. آینده ثابت نیست و پیش بینی های قطعی که فقط بر اساس مطالعه گذشته و تاریخ تهیه می شوند، جوابگوی نیازهای بهنگام مدیریت استراتژیک نمی باشد. روش برنامه ریزی سناریو شیوه ای برای پاسخگویی به چنین نیاز هایی است.

برنامه ریزی راهبردی استراتژیک، فرآیندی است سازمانی برای تعریف راهبرد سازمان و تصمیم گیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت می گیرد. این فرآیند افراد و منابع را نیزشامل می شود.

یک سازمان موفق برای اینکه بتواند آینده را پیش بینی و برای آن برنامه ریزی نماید باید بداند وضعیت در حال حاضرش چگونه است. سپس باید تعریف درستی از آنچه می خواهد باشد داشته باشد و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرآیند ،  برنامه ریزی راهبردی سازمان است.

برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی موثر به منظور تصویر کردن طرح و برنامه یک سازمان بکار می رود. اما هرگز نمی تواند مشخصا پیش بینی کند بازار در آینده دقیقا چگونه خواهد بود و در آینده نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.

تاریخچه برنامه ریزی سناریو

 برنامه ریزی سناریو نخست در زمینه تجارت توسط یک شرکت تجاری به کار گرفته شد که در جستجوی اشکال جدید در فناوری تسلیحاتی برای شرکت رند 1940 بود. اواسط سال 1960 ، کان موسسه هودسان را پایه گذاری نمود. موسسه ای که مخصوص نوشتن داستان هایی در مورد آینده بود تا به مردم کمک کند به چیز هایی که خارج از تصور است، توجه کنند.

شرکت شل، قبل از بروز بحران های نفتی دهه هفتاد میلادی، سناریو نویسی و انتخاب استراتژیک مناسب برای آینده قیمت نفت را تدوین کرده بود و از این طریق توانست بخش قابل توجهی از هزینه ها وریسک های ناشی از رکود نفتی دهه هفتاد میلادی را پوشش دهد.

شل با استفاده از این سناریوها از بحران نفتی معروف به یوم کیپور در اکتبر سال 1973 موفق بیرون آمد.

 

 

اهمیت تدوین سناریو در مدیریت استراتژیک

 سناریو ها ابزاری برای نظم بخشیدن به بینش ها و استنباط های رهبران و مدیران نسبت به آینده هستند. نوشتن سناریو وسیله ای موثر در یادگیری و برنامه ریزی درست ، فهم منطق تحولات پیش روی ، به چالش کشیدن پارادایم های موجود، خلق تصاویرجامع و یکپارچه از چگونگی تغییرات آینده ، ایجاد نگرش های جدید، قالب بندی تصمیم گیری های موجود با ایجاد زمینه جدید در تصمیم گیری، بهبود تفکر استراتژیک، مدیریت ریسک، ایجاد چارچوبی برای چشم انداز مشترک نسبت به آینده به منظور تاثیر گذاری بر رفتار فردی و سازمانی می باشد.

سناریو نگاری روشی موثر و کار آمد برای آینده نگاری است. طی سال های اخیر پژوهش های فراوانی در مورد روش های سناریو نویسی انجام شده است و موفقیت های چشمگیری در چارچوب های روش شناختی آن به دست آمده است. هدف اصلی توسعه سناریو ها برانگیختن اندیشه درباره رخداد های ممکن، پیش فرض های مرتبط با این رخداد ها، فرصت ها و تهدید های ممکن و روش های اقدام است. سناریو سازان از طریق فرآیندهای گروهی و مشارکتی، مجموعه داستان هایی درباره آینده دراز مدت می آفرینند. یکی از چالش های اساسی تهیه سناریو ها یکپارچه کردن دانش بازیگران علمی و بازیگران اجرایی برای درک بهتر تعاملات پیچیده بین عوامل تاثیر گذار در یک منطقه است.

در آن جمله معروف دریانوردان قدیمی هم که می گفتند: ما به امید بهترینها هستیم، اما برای بدترینها آماده می شویم، می توان توجه به مفهوم سناریو را مشاهده کرد. حتی اگر سناریو نویسی به شکل رسمی و امروزی آن در میان آنها رایج نبوده باشد.

چنان که ذکر شد، امروزه سناریو پردازی و سناریو ها از مهم ترین واژگان کلیدی در ادبیات آینده پژوهی هستند. رافائل پوپر با بررسی نزدیک به 900 پروژه آینده پژوهی بیان می کند که سناریو پردازی، سومین روش پر کاربرد در حوزه آینده پژوهی است.

اهمیت روز افزون این روش آینده پژوهی، موجب توسعه این روش در چارچوب های مختلف شده است. به نحوی که آینده پژوهان معتبری هم چون شوارتز، گوده، چرمک و ... روش های مختلفی را برای تدوین سناریو ها ارائه داده اند. بدون شک هر یک از این روش ها نقاط قوت و ضعف متفاوتی دارند به نحوی که نمی توان یک ایده یکسان را برای تدوین سناریوها پیدا نمود.

برنامه ریزی استراتژیک بر اساس مدل برایسون در کتاب برنامه ریزی استراتژیک در سازمانهای دولتی و عمومی و غیر انتفاعی( ترجمه دکتر مهدی خادمی گراشی) به شرح زیر است:

توافق اولیه:

در این مرحله ضرورت برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان مورد برنامه ریزی  بررسی شده و آشنایی با این نوع برنامه ریزی حاصل می شود. سازمانها، واحدها، گروه ها یا افرادی که باید در برنامه ریزی درگیر شوند مشخص گردیده و توجیه می شوند. مراحلی که در برنامه ریزی باید انجام شوند شرح داده می شوند. روش انجام برنامه ریزی، زمانبندی انجام، آیین نامه های مورد نیاز برای جلسات و نحوه گزارش دهی مشخص می گردند. منابع و امکانات لازم تعیین می گردند.

تعیین وظایف:

وظایف رسمی و غیر رسمی سازمان بایدهایی است که سازمان با آنها روبه روست. در این مرحله هدف این است که سازمان و افراد آن وظایفی را که از طرف مراجع ذیصلاح ( دولت ، مجلس و...) به آنها محول شده است شناسایی نمایند. شاید این هدف به ظاهر مشخص باشد ولی این واقعیت در بیشتر سازمانها وجود دارد که بیشتر افراد اختیارات و وظایف سازمانی را که در آن مشغول به کارند نمی دانند و اساسنامه آن را حتی برای یک بار مطالعه نکرده اند. از طرف دیگر وظایف محول شده به سازمان عموما کلی بوده و تمام فضایی را که سازمان می تواند در آن فعالیت کند تعریف نمی کند. بنابر این ضروری است که با مطالعه وظایف مکتوب و مصوب سازمان اولا با آن وظایف آشنا شود که از این طریق بعضی از اختیارات و ذینفعان سازمان نیز شناسایی می گردند. ثانیا مواردی را که در حیطه اختیارات سازمان قرار می گیرند اما تا به حال کشف نشده اند، شناخت.

تحلیل ذینفعان:

ذینفع فرد ، گروه یا سازمانی است که می تواند بر نگرش، منابع یا خروجی های سازمان تاثیر گذارد و یا از خروجی های سازمان تاثیر پذیرد . تحلیل ذینفعان پیش درآمد ارزشمندی برای تنظیم بیانیه ماموریت سازمان است. تحلیل ذینفعان بسیار ضروری است. رمز موفقیت در بخش دولتی و خصوصی راضی کردن ذینفعان کلیدی سازمان است.

اگر سازمان ذینفعان خود را نشناسد و نداند چه  معیار هایی برای قضاوت سازمان دارند و وضعیت عملکردی سازمان در قبال این معیارها چیست، قطعا نمی تواند فعالیتهایی را که باید برای ارضای ذینفعان کلیدی خود انجان دهد، شناسایی کند.

تنظیم بیانیه ماموریت سازمان:

ماموریت سازمان جملات و عباراتی است که اهداف نهایی سازمان، فلسفه وجودی، ارزشهای حاکم بر سازمان و نحوه پاسخگویی به نیاز ذینفعان را مشخص می کند. علاوه بر این موارد، اختلاف درون سازمانی را مرتفع ساخته و بستر بحث ها و فعالیتهایی سازنده و موثر را هموار می کند. توافق بر ماموریت سازمان، تمام فعالیتهای آن را همسو می سازد و انگیزش و توجه ذینفعان سازمان خصوصا کارکنان آن را افزایش می دهد.

تعیین موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان:

 این مرحله قلب فرآیند برنامه ریزی استراتژیک است. موضوعات استراتژیک تصمیمات سیاسی و اساسی هستند که بر اختیارات، ماموریت، ارزشها، محصول یا خدمات ارائه شده، مراجعان یا استفاده کنندگان، هزینه ها، تامین منابع مالی، سازمان یا مدیریت اثیر می گذارد.هدف این مرحله تعیین انتخاب هایی است که سازمان با آنها مواجه است.

تعیین استراتژی ها:

به منظور پرداختن به هر یک از موضوعات استراتژیک پیش روی سازمان باید اقداماتی صورت گیرد که در قالب برنامه ها، اهداف، طرح ها و... بیان می شوند. این اقدامات استراتژی نامیده می شوند.

در واقع استراتژی عبارتست از قالبی از اهداف، سیاستها، برنامه ها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیص های منابع که مشخص می کنند سازمانچیست، چه کاری انجام می دهد و چرا آن را انجام می دهد. استراتژی ها می توانند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوتی تعریف شوند.

شرح طرح ها و اقدامات:

این مرحله می تواند در قالب مرحله قبل، مرحله تعیین استراتژی ها، انجام شود اما از آنجایی که کار برنامه ریزی استراتژیک با تعیین استراتژی ها به پایان می رسد و اجرای آن در قالب تعریف طرح ها و اقدامات و مدیریت استراتژیک برنامه تهیه شده انجام می شود این تفکیک صورت گرفته است. به عبارت دیگر از این مرحله به بعد از مدل برایسون مربوط به اجرای برنامه و مدیریت استراتژیک می گردد. در این مرحله به منظور اجرای هر یک از استراتژی های انتخاب شده تعدادی طرح و اقدام تعریف میگردد.

تنظیم دور نمای سازمانی برای آینده:

در این مرحله، توصیفی از شرایط آینده سازمان در صورت بکارگیری استراتژی های تدوین شده و استفاده از تمام نیرو ومنابع سازمان، ارائه می شود. این توصیف دورنمای موفقیت سازمان نامیده می شود که در آن شرحی از ماموریت، استراتژی های اساسی، معیار های عملکرد، بعضی از قواعد تصمیم گیری مهم و استانداردهای اخلاقی مد نظر همه کارمندان ارائه می شود. در صورت تنظیم چنی دورنمایی افراد سازمان خواهند دانست که چه انتظاری از آنها می رود، پویایی و همسویی انگیزه و نیروی افراد در رسیدن به اهداف سازمان به وجود آمده و نیاز به نظارت مستقیم کاهش می یابد.

برنامه عملیاتی یکساله:

در این مرحله با استفاده از اطلاعات تدوین شده در مرحله هشتم و بر اساس اولویت های تعیین شده توسط تصمیم گیران، یک برنامه عملیاتی تهیه شده و بر اساس آن مدیریت وکنترل طرح ها و اقدامات انجام می شود. الوانی 1374، نیز در کتاب مدیریت عمومی مراحل ذیل را برای برنامه ریزی استراتژیک نام برده است.

شناخت محیط سازمان

برای اینکه یک سازمان در رسیدن به ماموریت خود موفق گردد باید شرایط حاکم بر خود را به خوبی شناسایی نماید. در این مرحله، محیط خارجی سازمان در قالب شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی مورد بررسی قرار گرفته و نقاط قوت و ضعف آنها برای سازمان تعیین می گردند. در راستای شناخت محیط سازمان، در این مرحله محیط داخلی نیز در قالب ورودی ها، خروجی ها، فرآیندو عملکرد سازمان مورد مطالعه قرار کی گیرند.

مراحل برنامه ریزی راهبردی:

تعیین و تدوین اهداف آینده سازمان:

این مرحله، به عنوان مهمترین مرحله معرفی شده است. وظیفه تعیین و تدوین اهداف آینده به عهده مقامات سطوح بالای سازمان وبه معنی درک و تشخیص صحیح ماموریت و مقاصد سازمان است. ارزش ها و انتظارات جامعه از سازمان و امکانات و منابع سازمان، در تعیین اهداف اهمیت دارد. شناخت اهداف و استراتژی های موجود سازمان : منظور بررسی اهداف و ماموریتهای فعلی سازمان و تعیین وجوه افتراق و اختلاف آنها با هدف های تعیین شده است.

تجزیه و تحلیل شرایط محیطی:

در این مرحله باید از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فنی و اقلیمی موثر بر سازمان و اهداف آن آگاهی کامل داشت. بدین منظور به سنجش تغییرات عوامل محیطی و آثار آن بر سازمان و همچنین شناسایی و تحلیل تهدیدها و فرصت های محیط خارجی بر سازمان پرداخته می شود. برایسون 1988، معتقد است، عوامل محیطی بیرونی، عواملی هستند که سازمان کنترلی بر آنها ندارد. فرصت ها و تهدید ها را می توان از طریق نظارت بر روندها و عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی و ... موجود در محیط شناسایی نمود.

تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان:

در این مرحله برنامه ریزان تلاش می کنند امکانات سازمان از جهت منابع کلیدی و استراتژیک را ارزیابی کنند و همچنین شمایی کلی از امکانات سازمان برای تحقق اهداف آینده به دست آورند. شناسایی ضعف ها و نارسایی های داخلی سازمان نیز در این مرحله صورت می گیرد. بررسی و ارزیابی محیط داخلی با توجه به منابع ، استراتژی های جاری سازمان( فرآیندها) و عملکرد ها( بروندادها) باید صورت پذیرد.

شناخت وضع موجود سازمان:

این مرحله، حاصل اطلاعات جمع آوری شده در سه مرحله پیش، یعنی بدست آوردن تصویر کلی از اهداف موجود، شرایط محیطی سازمان و آثار آنها بر یکدیگر می باشند.

تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژی ها: تعیین فاصله میان اهداف و استراتژی های آینده و پیش بینی ضرورت انجام تغییرات و اقدام های لازم تصمیم گیری در مورد استراتژی اصلح از میان استراتژی های یافت شده انتخاب می شود.

 

سناریو پردازی با رویکرد تفکر سیستمی

اگر چه روش سناریو، برای روش شناسی آینده پژوهی، وحدت و یگانگی به ارمغان می آورد اما باید تاکید کرد در میان روش های این حوزه، تنوع چشم گیری وجود دارد.آینده پژوهان مختلف، سلیقه ها و سبک های روش شناختی متفاوتی دارند و به اقتضای سلیقه و سبک خود، برخی روش ها را بر برخی دیگر ترجیح می دهند. به همین دلیل، چگونگی آفرینش داستان هایی که آینده پژوهان بازگو می کنند و نیز چگونگی تلاش آنها برای توجیه منطقی بودن این داستان ها، بسیار متنوع است. این تنوع، برخاسته از روش هایی است که آینده پژوهان برای گرد آوری، سامان دهی و ارائه داده ها بر می گزینند.

اگر داستان های مطرح شده از سوی آینده پژوهان را در یک پیوستار دسته بندی کنیم، در یک انتهای آ« داستان هایی قرار می گیرند که با زبانی بسیار تخصصی و ریاضیاتی نگاشته شده اند و به همین دلیل درک آنها برای برخی افراد دشوار است.

آینده پژوهان کار آزموده، به تجربه دریافته اند که ارائه بهترین توضیح های علمی و قابل اطمینان ترین پیش بینی ها درباره یک موضوع، زمانی میسر خواهد بود که از روش های متعدد استفاده شود. پژوهشگر برای عمل به تعهدات روش شناختی خود، عملکردی جامع دارد و برای مطالعه قلمرو های مشابه در آینده های بدیل، جندین رویکرد متفاوت را به کار میگیرد و مجموعه نهایی پیش بینی ها و سناریو های بدیل خود را بر پایه ترکیبی از نتایج برآمده استوار می کند.

 

مراحل سناریو نگاری_ مدل چرماک

ورودی ها:

نیاز ذینفعان، مسئله یا موضوع، تاریخچه و فرهنگ سازمان و سایر

آماده سازی پروژه:

تبیین هدف، تعیین محدوده و چارچوب زمانی تخمینی، تشکیل تیم سناریو و تعیین وظایف، تبیین نتایج کلی مورد انتظار، تعیین شاخص های متناسب با نتایج مورد انتظار، تدوین طرح پیشنهادی پروژه (پروپوزال)

بررسی و کاوش سناریو:

تحلیل بیرونی، تحلیل نیروهای استپ، کلاه های تفکر دی بونو، مصاحبه ها، تحلیل ایده کسب و کار، سایر ابزارهای ترکیب و تحلیل

توسعه سناریو:

طوفان فکری نیروهای اصلی ، رتبه بندی بر اساس عدم قطعیت، خلق منطق های سناریو، تدوین دستور کار تحقیق، تعیین طرح ها و عناوین، نوشتن داستان های سناریو، تعیین استراتژی ابلاغ سناریو

ارزیابی پروژه:

بازبینی هدف، اندازه گیری رضایت، اندازه گیری دانش، اندازه گیری تخصص، اندازه گیری سیستم، اندازه گیری مالی

خروجی ها:

افزایش آگاهی نسبت به پویایی های محیطی، توانایی دیدن مشکلات و مسائل به روش جدید، درک مشترک از سازمان و مسائل، سیستم های سازمانی هم راستا، استراتژی نیرومند

برنامه ریزی مبتنی بر سناریو

پیش بینی

بشر از گذشته های دور همواره در پی درک آینده بوده و در قرون اخیر این کار توسط روشنفکران و ادیبان به دفعات تکرار شده و می توان از برخی از پیش بینی های ادبی، هنری و سیاسی نام برد.

آینده پژوهی دانش و معرفتی است که چشم انسان را نسبت به رویدادها، فرصت ها و مخاطرات احتمالی آینده باز می کند و ابهام ها و تردیدهای فرساینده را کاهش میدهد. توانایی انتخاب های هوشمندانه مردم و جامعه را افزایش می دهد. به همگان اجازه می دهد تا بدانند که به کجاها می توانند بروند( آینده های اکتشافی)  و به کجاها باید بروند( آینده های هنجاری) و از چه مسیرهایی می توانند با سهولت بیشتری به آینده های مطلوب خود برسند( راهبردهای معطوف به خلق آینده) آینده اندیشی ابتدا به توصیف آینده های ممکن الوقوع می پردازد و آنگاه از میان این آینده ها، محتمل ترین آنها را برای بهره گیری از انواع روش های کمی و کیفی مشخص می سازد. یکی از مهمترین دانشمندان علم آینده شناسی فردریک پولاک، دانشمند هلندی است که از جامعه شناسی هنجاری به تدریج فاصله گرفته و به مطالعات آینده نزدیک گردید. سناریو نویسی و یا برنامه ریزی مبتنی برسناریو یکی از این روش هاست.

اما مطالعات آینده حوزه پژوهشی بسیار جدیدی است که قلمرو آن عرصه های معرفت نظری و تکاپوهای علمی آدمی را در می نوردد و نتایج حاصل از آن می تواند تاثیرات گسترده ای در هر یک از این عرصه ها داشته باشد.

تنها روش متداول جهت پیش بینی دقیق آینده، تا سالها، استفاده از روش های پیچیده مقداری بوده است. عقیده بر این بود که هر چه تعداد معادلات بیشتر و پیچیده تر گردند و زمان بیشتری صرف آنها گردد، نتایج دقیق تری از پیش بینی ها بدست خواهد آمد.

این در حالی ست که یک مطالعه مقایسه ای میان این معادلات و معادلات ساده تر، دقت عمل معادلات ساده را محک زدند. بدین وسیله برای اولین بار طرفداران روش های پیش بینی که با استفاده از داده های تاریخی ( سری های زمانی یا مقطعی) و تکنیک های ریاضی اقتصاد سنجی و خط رگرسیون به پیش بینی می پرداختند، دچار تردید گشتند. یکی از این روشها که بر پایه این فرض که آینده، ادامه ای از تحولات گذشته است، شکل گرفته بود پیش بینی آینده بر اساس روندهای گذشته را ممکن می ساخت.

این روش که بر اساس قطعیت ها بنا شده بود، نامعلومی ها را به کناری می افکند و با آنان برخورد نمیکرد با اینکه نامعلومی ها بیشترین تاثیر را بر روی آینده دارند.

 

 

 

سناریو سازی

سناریو سازی از حدود 30 سال قبل در سازمان های تجاری، دولتی و نظامی مرسوم گشت. اکثر مورخان، اولین کسی که در این موردبه صورت تخصصی اندیشیده است را هرمن کان می دانند که در موسسه رند در این زمینه کار می کرد. او سناریو را برای نیروهای مسلح آمریکا و تهدیداتی که آنها فراروی خود داشتند، ترسیم کرد.

 سناریو چیست؟

فرهنگ لغت سناریو را طرح کلی وضعیت طبیعی حوادث و یا طرح کلی وضعیت حوادث مورد انتظار می داند اما اگر تخصصی تر بخواهیم سناریو را تعریف کنیم می توان گفت سناریو داستانی توصیفی از بدیل های موجه است که به بخش خاصی از آینده نظر دارد.سناریو، آینده است و پیش گویی نیست. هدف سناریو سازیی، گسترش تقکر در مورد آینده و عریض تر کردن طیف بدیل هایی است که می تواند مورد نظر ما باشد. سناریو مجموعه امکاناتی ست که به آینده مرتبط می شوند.

آینده مشخص نیست و سناریو، اندیشیدن در مورد نامعلومی را به ما می آموزد. سناریو ها به ما می آموزند که در مورد تمام چیزهایی که مشخص نیستند بیندیشیم وفرض های دست وپا گیر امروزی را از ذهن خود دور سازیم و بتوانیم گسست هایی را که ممکن است جهان ما را دگرگون کند، شناسایی کنیم.

اینکه اینده هنوز نامشخص است نمی تواند توجیه مناسبی برای نپرداختن به آن باشد.

برخی می پندارند که آینده همان اندازه نامعلوم است که فردا برای دست کاری آن باید اقدام کرد ولی اقدامات ما در فردا باید بر پایه شناخت امکاناتی باشد که برای تغییر وجود دارد و امروز آنها را می توانیم شناسایی کنیم.

شناخت طبیعت نامرئی، بزرگترین و طولانی ترین تلاش بشری در دوره حیات خود بوده است. یکی از بزرگترین فیزیکدانان متاخر، ورنر هایزنبرگ معتقد است که اصولا نامعلومی در ذات و نهاد طبیعت جای دارد. اصل عدم قطعیت ، او توانایی انسان در درک کامل حقیقت را به زیر سوال میبرد. البته نامعلومی در تفسیر ما بدین معنی نیست که نمی توانیم بدانیم که فردا چگونه است. بلکه نامعلومی آن است که نمی دانیم مسایل ، روندها، تصمیمات و حوادث چگونه فردا را شکل می بخشند. نامعلومی با احتمال نباید اشتباه شود. احتمالات یک امر کمی است که با توجه به روند گذشته، می توان آن را حدس زد، اما نامعلومی از جنس دیگری است اگر آینده روند و یا جریانی باشد که ما به آن روند آگاه نباشیم می توانیم بگوییم که با نامعلومی مواجه هستیم.

عناصر اصلی سناریو:

نیرو های محرک

منطق

وضعیت نهایی

نیروهای محرک دو دسته هستند: اول آن دسته از نیروهایی که می توانند از محیط بر سناریو تاثیر بگذارند مانند نیروهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و روندهای فن آوری.

نیروهای محرک می توانند در یک دسته بندی کلی در بخش های مربوط به جامعه، تکنولوژِی ، اقتصاد، سیاست و محیط زیست جای گیرند. دسته دیگر فعالیتهایی نهادی هستند مانند انواع سازمان های تجاری، احزاب سیاسی، آژانس های دولتی و نهادهای منطقه ای وجهانی. منظور از منطق سناریو، چرایی و چگونگی پیرنگ است.به زبان دیگر عقلایی بودن فعالیت ها و روندها که برای طراحی یک سناریو مورد نیاز است در این بخش مورد نظر قرار می گیرد. چرا نیروهای محرک چنین رفتاری دارند؟ منطق و توجیه هر رفتاری منبعث از نیروهای محرک در این بخش فهمیده می شود.

هر پیرنگ و یا داستان سناریو وضعیت فعلی را به وضعیت نهایی مرتبط مرتبط می سازد. برای آنکه هر سناریو بدون ابهام باشد باید وضعیت نهایی آخر آن سناریو مشخص باشد. یکی از راههای مشخص کردن آینده استفاده از جملات شرطی است. اگر چنین کاری را انجام دهیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

سناریو سازی از سه منبع ریشه می گیرد:

مطالعات تجربی

برنامه نویسان شرکتهای بزرگ

ادبیات پیش بینی و استفاده از روش های مقداری جهت پیش بینی داده های زمانی

تفاوت اصلی سناریو با سایر روش های مقداری جهت پیش بینی در این است که سناریو سازی یک روش کیفی و وابسته به قرینه های توصیفی است که جریان تحولات از حال تا آینده را مورد بررسی قرار می دهد.

به عبارت دیگر، سناریو سازی ارتباط مستقیم با تفکر استراتژیک دارد و نه با برنامه ریزی استراتژیک.

سناریو سازی با کیفیت تفکر مرتبط است. در حال حاضر ما با شرایط زمان حال دنیا را می نگریم وتحت تاثیر اتفاقات اطراف خود، مسائل را می سنجیم ، نگرش ما به دنیا یک نگرش شرطی است که به مبنای فرهنگی ما وابسته بوده که خود دید ما را نسبت به آینده محدود می سازد.

بدین ترتیب هدف اصلی نگرش سناریو، شکستن محدودیت ها و اماها می باشد. درک طبیعت تغییر هنگامی که درگیر صنعت و یا تجارت خاصی هستیم بسیار مشکل است. بهترین راه جل برای رفع مشکلات و بحران ها در چنین زمانی این است که نگرش تونلی را از خود برانیم و با اطمینان منتظر آینده نباشیم. چرا که در صورت عدم تطابق با انتظار ما دچار افسردگی و عدم تصمیم گیری صحیح و دقیق خواهیم شد.

نتیجه گیری

با اینکه تصمیم گیری متداول ترین کار در زندگی بشر است ، اما توجه به عوامل، روش ها و در عین حال خطاهای آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در عین حال باید گفت این مباحث نیاز به تحقیق و تامل بیشتر دارد. بخصوص موارد علمی بیشتری در این زمینه باید مورد بحث قرار گیرد. نکته مهم این است که روش سناریو علاوه بر دارا بودن مزیت های متعدددارای معایبی نیز هست. از جمله این معایب و یا نقاط ضعف می توان به موارد زیر اشاره کرد: عدم قطعیت در نتیجه گیری و ندادن یک پاسخ برای هر تصمیم بیش از اندازه گرایش داشتن به کلیات و جامع بودن که باعث می گردد تا قوه شهودی مدیران برای پیدا کردن راه حل کاهش پیدا نماید.روش ها و جواب های سناریو عموما کیفی هستند و برای مقایسه با یکدیگر که نیاز به متغیر های مقداری است، مناسب نمی باشند. روش های مبتنی بر سناریو عموما زمان بر و نیازمند به برنامه هایی مانند کارگاههای آموزشی است که افراد در زمان های نسبتا طولانی باید با یکدیگر در جلسات حضور داشته باشند.

اکثر شرکتهایی که از سناریو برای تدوین تصمیم گیری استفاده می کنند، آن را برای عموم منتشر نمی نمایند.

 

منابع

بل، وندل. 2003. مبانی آینده پژوهی: تاریخچه، اهداف و دانش. ترجمه مصطفی تقوی و محسن محقق. تهران: انتشارات مرکز آینده پژوهی علوم و فناوری دفاعی.

جکسون، مایکل. 2003. تفکر سیستمی؛ کل گرایی خلاق برای مدیران. ترجمه تقی ناصر شریعتی. تهران: انتشارات سازمان مدیریت صنعتی

استرمن، جان. 1395. پویایی شناسی کسب و کار؛ تفکر سیستمی و مدل‌ سازی برای جهانی پیچیده. ترجمه کوروش برارپور و همکاران. تهران: انتشارات سمت.